{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
difficult to treat
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
صعبالعلاج
معنی difficult to treat, معنی یهببهرعکف فخ فقثشف, معنی difficult to treat, معنی اصطلاح difficult to treat, معادل difficult to treat, difficult to treat چی میشه؟, difficult to treat یعنی چی؟, difficult to treat synonym, difficult to treat definition,
معنی anovulatory bleeding;خونریزی ناشی از عدم تخمک¬گذاری
,
معنی پرورش، گرفتن مادر رضاعی، دایه گیری
,
ترجمه پرورش، گرفتن مادر رضاعی، دایه گیری
به انگلیسی,
معنی علف هرزه، دراز و لاغر، پوشاک، وجین کردن، کندن علف , هرزه
,
معنی مساحت
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی